اول هفته خوب و خوشی داشته باشید
عرض کنم خدمتتون که دوشنبه هفته گذشته اینقدر کارم زیاد بود که تا ساعت 20:20
سر کار بودم. در دفترم رو هم باز گذاشته بودم چون رفت و آمد و سر و صدایی نبود
ساعت 18:40 دیدم یکی از پرسنل های شیفت عصر که باید تا ساعت 20:15 تو بخش
بود لباس عوض کرده و از ساختمون رفت بیرون . تعجب کردم و زنگ زدم به بخش.
همکارش گفت اتفاقی نیافتاده. نمیدونم چرا رفت
روز سه شنبه صداش کردم و ازش توضیح خواستم. گفت درسته تو اون ساعت رفتم
ولی طولی نکشید و زود برگشتم
چند بار هم ضمن حرف هاش این حرف رو تکرار
کرد.فیلم دوربینی که جلوی در نصب شده رو بهش نشون دادم که برنگشته و حرفش
حقیقت نداره.حال خودم هم از این اوضاع شدیدا بد بود . عصبانی بودم از اینکه من رو
احمق فرض میکنه و تو چشم هام نگاه میکنه و دروغ میگه.
وقتی با جناب رئیس صحبت کردم قرار شد برگه اخراجش رو بنویسم و رئیس امضاش
کنه. برگه اخراجش رو بهش دادم و گفتم اگر دروغ نمیگفتی یا اگر اشتباهت رو قبول
میکردی یک نامه اخطار میگرفتی و تموم میشد .
آدم ها کامل مطلق نیستند و هر کسی تو زندگیش اشتباه هایی میکنه. مهم اینه که
اونموقع سعی در اصلاح خودمون داشته باشیم نه اینکه با گفتن دروغ سرپوش روی
اشتباهمون بذاریم
از اینکه مجبور به اخراجش شدم خییییلی حالم گرفته شد ولی این اتفاق باید میافتاد
تا درسی باشه برای خودش و دیگران
این روزها مشغولیت و گرفتاری زیاد شده ولی همیشه سعی میکنم به شما دوستان
مهربونم سر بزنم و جویای حالتون باشم. نگران اونهایی هم مبشم که دیگه اینجا نمیان
امیدوارم حال همتون خوب باشه
مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید
دوستتون دارم هواااااارتا
پاورقی:
پیذیریم که هر اشتباهی تاوان داره
کوچک یا بزرگ بودنش بستگی به اون اشتباه داره ....