قبل از هر چیز از خوبی ها و لطف و همراهیتون ممنونم. مثل همیشه براتون از خدای بزرگ
بهترین ها رو میخوام
اینروزها خیلی چیزها رو تجربه کردم ،مثلا رفتن به اداره آگاهی و جواب دادن به سوال های
عجیب و غریب. متاسفانه همسر دوستم مورد شک واقع شده ولی نمیدونم چرا؟ بیشتر
سوالهایی که ازم میشد در مورد ارتباط دوستم با همسرش بود
پسر دوستم تحت حمایت سازمان حمایت از کودکان و نوجوانان هست و فعلا اجازه نمیدن
پیش پدرش باشه. میتونین تصور کنین چه افکاری تو سرم میگذره؟ خدایاااااا

خیلی دوست داشتم چند روزی تو تنهایی خودم بودم و فقط و فقط با خدا حرف میزدم ولی
نشد.
حال جسمی قابل تعریفی هم ندارم ولی ..... دوست جان عزیزم با وجود اینکه خودش
در شرف ازدواجه و کلی کار داره میترسه من رو تنها بذاره
همسر گرامی هم که دست به هر کاری میزنه تا من رو کمی از لاک خودم بیرون بیاره
به قول خودش حتی دلقک بازی هم درمیاره ( خدایا حفظ کن همه عزیزانم رو )
*دوستان خوب و مهربونم بخاطر خدا که زندگی و زنده بودن رو بهمون هدیه داده
مواظب خودتون باشید
مثل همیشه دوستتون دارم هوااااارتا
پاورقی:
خدایا
ظرفیتی به اندازه دریا بهم دادی. ازت ممنونم
ولی دلیل نمیشه پشت هم توش سنگ بندازی
یه جا می بُرما...