خرید بک لینک
سلام دوستان عزیزم

امروز صبح رفتم سر کار و مثل همیشه اول رفتم سراغ ایمیل ها . چند دقیقه ای تو دفترم

بودم که تلفن زنگ زد. پسر دوست و همکار عزیزم بود

این بانوی عزیز اصلا زندگی آرامی نداشت. بدلیل درگیری همسرش با اعتیاد فقط و فقط

با مشکلات مبارزه میکرد و سعی میکرد وانمود کنه که حالش خوبه و همه چیز آرامه

افسردگی و عدم آرامش درونی رو تو چشم های قشنگش میخوندم و چند بار ازش خواهش

کردم با مشاور صحبت کنه و کمی هم بفکر خودش باشه. حتی پیشنهاد دادم همیشه

همراهیش کنم ولی قبول نمیکرد

امروز پسرش خبر فوتش رو بهم داد. دیشب خودکشی کرد

نمیدونم چجوری رفتم پیش رئیس و خودمون رو رسوندیم خونه ش. تعداد زیادی از اداره

آگاهی اونجا بودن که نذاشتن برم تو اتاق و از نزدیک ببینمش. بدلیل بررسی های جنایی

قعلا اجازه تدفین رو نمیدن

از خودم خیلی بدم میاد که نتونستم مجبورش کنم بره دکتر. خدایاااااااا

دوستان خوبم حالم اصلا خوب نیست . خودم هم در حال حاضر نمیدونم چه حالی دارم

برای آرامش روح سوادای عزیزم دعا کنید لطفا

مواظب خودتون باشید. خیلی دوستتون دارم

برچسب: نویسنده: مهدی پارسامنش تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:47

صفحه بندی