خرید بک لینک
سلام به دوستان نازنینم

اول هفته تون به خیر و شادی. امیدوارم خوب و خوش باشید

دیروز از اول صبح بدو بدو داشتم و از شما چه پنهون کمی هم تنگی نفس چاشنیش بود ولی

صداش رو درنیاوردم کلی از مقدمات رو خودم برای جشن ازدواج دوست جان انجام دادم

و از خودم راضی بودم

تو آرایشگاه هم همراهیش کردم و کلی اذیتش کردم. یک سارافون یاسی رنگ پوشیده بودم

برای خودم راحت بودم

+باران تو چی؟ کی حاضر میشی؟

-من حاضرم دیگه. مگه چشه؟

+باراااان اذیت نکن

-جااااانم ؟ عاقا من همینجوری راحتم. حرفیه؟

+

بعد از آرایشگاه سپردیمش دست آقا دوماد که برن مراسم عکس بازی و اینا خودم هم

خواستم زود برم خونه که حاضر بشم ولی دیدم نفسم همراهیم نمیکنه که عجله کنم.

با آقایی تماس گرفتم که من رو زود برسونه خونه ایشون هم یک دو سه اومد سراغم

( الهی بمیرم برای نگرانی هاش که همش حواسش به منه )

دوش گرفتم و بعد هم یک آرایش ساده. موهام رو هم ژل زدم و شدم باران فرفری

( آخییی یادش بخیر، اون موقع ها مادرم گاهی فرفری صدام میزد ) لباسم رو هم عوض

کردم و پیش بسوی سالن.با دوربین آماده بودم. وقتی عروس و داماد اومدن جلوشون ظاهر

شدم که برای خودم فیلمبرداری کنم.

عاقا دوست جان مثل همیشه میخواست بپره بغلم که بهش اشاره کردم وایسا سرجات

عروس که اینقدر شیطون نمیشه ععععه

مراسم شروع شد و مهمون ها میرقصیدن . یکی از دوستان اومد پیشم و گفت نمیخوای

برقصی؟ گفت البته دوست جان بهشون گفته اگر نخواستم برقصم اصرار نکنن و راحتم بذارن

اون لحظه از اینکه با وجود همه مشغله ها و استرسش بیاد من بوده و نگران بوده که نکنه

مجبور بشم زیاد برقصم حال عجیبی پیدا کردم .دلم میخواست بغلش کنم و هیجوقت ولش

نکنم. خدایا خوشبختشون کن

خلاصه کلی برای خودم فیلمبردای کردم و بخاطر دل خودم و دوست جان کمی هم براش

رقصیدم (با کت و شلوار براش باباکرم رقصیدم )

در کل جشن خییییلی خوبی بود و همه راضی بودن. دوست جان و همسرش هم کلی

ازم تشکر کردن که برای شروع زندگی مشترکشون همراهیشون کردم

بعد از مراسم هم زوج خوشبخت رو تا خونشون همراهی کردیم و برگشتیم خونه

امروز صبح وقتی بیدار شد تماس گرفت حالم رو بپرسه. ازش بخاطر کاری که کرد تشکر

کردم و گفتم عاشق خوبیهاتم . دوست جان هم با گفتن "منم عاشق همیییییین بارانم"

جوابم رو داد

راستش هنوز خسته ی دیروز هستم ولی خوشحالم براشون.خوشحالم که اگر بیمار هستم

عزیزانی دارم که وصف شدنی نیستن. زندگی و خوشی های من رو همین لحظه ها و همین

رفتارها میسازن . خدا رو شکر میکنم برای هر چه بهم داده و نداده

امروز تو خونه کار زیادی ندارم و سعی میکنم کمی استراحت کنم تا بهتر بشم

شما هم از لحظه هاتون لذت ببرید . الهی همیشه سالم خوش باشید

دوستتون دارم هوااااارتا


پاورقی:
زندگی پر از خوبیه
از انتظارمون که کم کنیم
خوبی ها رو درمیابیم...

برچسب: نویسنده: مهدی پارسامنش تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 16:51

صفحه بندی