خرید بک لینک
سلام به عزیزان مهربونم

خوبید؟ خوشید؟

عرض کنم خدمتتون از روز سه شنبه تا پنج شنبه 1 سه روز پر کار و استرسی داشتم.

از اول صبح تا غروب سر کار بودم

هر سال یک کنترل دقیق و کلی از طرف بیمه و بهداشت و ایجور ارگان ها داریم. معمولا پاییز

میومدن برای کنترل ولی امسال زمستون تشزیف آوردن و من که بعد از سه ماه دوباره به کار

برگشته بودم باید جوابگوشون بودم

تو این سه روز تا حایی که میشد بقیه کارهام رو کنار گذاشتم یا به همکارها سپردم و تمامِ وقت 

همه پرونده ها و کلاسورها و ... کنترل کردم و کلی تنظیمات انجام دادم

کاهی میخواستم شروغ کنم به غر زدن که باید این کنترل الان باشه؟ولی با خودم گفتم غر زدن

ممنوع. برای پولی که میگیری باید کار کنی. اصلا روایت هست که پول بدون زحمت و تلاش اون

دنیا آدم رو سوسک میکنه. بععععله  (خیلی وقت بود روایت ننوشته بودم)

خلاصه این چند روز حسابی بدو بدو داشتم و خدا رو شکر همه چیز بخوبی گذشت

از غر زدن های همسر جان هم نگم بهتره که کلافه شده بود و نگران. چنین همسر ترسویی

دارم بنده( مرسی که دارمت مهربونم )

امروز اصلا از خونه بیرون نرفتم چون واقعا دلم برای خونه و زندگیم تنگ شده بود. صبح زود با

آقایی بیدار شدم و بعد از نماز و صبحانه دلچسب تو آشپرخونه مشغول آشپزی و مرتب کردن

خونه شدم. حس خیلی خوبیه

امروز سالروز تولد خواهر شوهر عزیز و مهربونه. با تبریک و عشق پراکنی هام حسابی قند

تو دلش آب کردم . الهی همیشه سالم و شاد باشه 

الان هم باید باز خودم رو شوت کنم تو حموم تا آقایی  از راه نرسیده

 عزیزان دل باران مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.

دوستتون دارم هواااارتا

*سمیرا جونم دلم برات تنگ شده


پاورقی:
دعا میکنم غرق باران شوی
چو بوی خوش یاس و ریحان شوی
دعا میکنم در زمستان عشق
بهاری ترین فصل ایمان شوی...

 

برچسب: نویسنده: مهدی پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 20:29

صفحه بندی